خونه مامان جون
امروز پارسا و مامان و بابا اومدن دیدن مادرجون بعد از گذشت یک ماه که حسابی دلمون براشون تنک شده بود و پارسا جونم تو ماشین حسابی برای خودش خواب رفت البته از قبل نگفته بودیم که داریم میایم وقتی رسیدیم مادرجون و خاله سمیه حسابی سورپرایز شدنو پارسا جون مامان تا خاله رو دید پرید تو بغلش و حسابی خوشحال شد وقتی هم رفت توی اتاق اول از همه رفت سراغ تلفن که خیلی دوست داره
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خونه مامان جون
